در نتیجه WAIS، FSIQ سطح عمومی توانایی ذهنی را نشان میدهد و تفاوت میان شاخصها مشخص میکند کدام شرایط به بروز بهتر توانایی یا افزایش فشار شناختی منجر میشوند. خردهآزمونها و رفتار حین آزمون نیز روشن میکنند این تفاوت چگونه شکل گرفته و در کدام موقعیتهای واقعی دیده میشود.
FSIQ سطح عمومی توانایی ذهنی را نشان میدهد
FSIQ یا IQ کل، نمرهای مرکب از چند حوزه شناختی است. این نمره معمولاً روی مقیاسی با میانگین 100 و انحراف معیار 15 گزارش میشود و سطح کلی عملکرد را در مقایسه با افراد همسن نشان میدهد.
رتبه درصدی نشان میدهد فرد از چند درصد افراد گروه هنجاری نمره بالاتری گرفته است. برای مثال، رتبه درصدی 84 یعنی نمره فرد از حدود 84 درصد افراد گروه مقایسه بالاتر بوده است.
فاصله اطمینان دامنهای پیرامون نمره مشاهدهشده است که دقت اندازهگیری را نشان میدهد. به همین دلیل، نمرهای مانند 110 را نباید عددی کاملاً دقیق و ثابت دانست و باید آن را همراه با فاصله درجشده در گزارش خواند.
FSIQ بهتنهایی مشخص نمیکند فرد در چه تکالیفی بهتر عمل میکند یا کدام شرایط عملکرد را دشوارتر میسازد. این اطلاعات در شاخصها و خردهآزمونها دیده میشود. معنای دقیقتر نمره کلی در FSIQ چیست؟ آمده است.
تفاوت چهار شاخص، شرایط آسانتر و دشوارتر را نشان میدهد
در WAIS-IV، چهار شاخص اصلی عبارتاند از VCI یا درک کلامی، PRI یا استدلال ادراکی، WMI یا حافظه کاری و PSI یا سرعت پردازش. هر شاخص هم جایگاه فرد را نسبت به همسالان و هم جایگاه یک توانایی را در نیمرخ خود او نشان میدهد. محتوای هر کدام در معنای شاخصهای WAIS توضیح داده شده است.
برای مثال، فرض کنید PSI برابر 95 و سه شاخص دیگر حدود 120 باشند. PSI نسبت به همسالان در محدوده میانگین قرار دارد، اما در نیمرخ همان فرد بهوضوح پایینتر است. در چنین ترکیبی، جستوجوی دیداری و ثبت پاسخ در زمان محدود میتواند مانع بروز کامل توانایی بالاتر او در فهم و استدلال شود.
بنابراین اختلاف شاخصها فقط نمیگوید کدام توانایی «بالا» یا «پایین» است؛ نشان میدهد عملکرد همان فرد با تغییر نوع تکلیف و محدودیتهای آن چگونه تغییر میکند.
اگر گزارش اختلاف میان دو شاخص را تحلیل کرده باشد، معناداری آماری نشان میدهد آن اختلاف با خطای اندازهگیری بهتنهایی بهسختی توضیح داده میشود؛ نرخ پایه نشان میدهد اختلافی به این اندازه در گروه هنجاری چقدر رایج یا نادر است. اختلاف معنادار الزاماً نادر نیست.
خردهآزمونها و رفتار حین آزمون، علت تفاوت را روشنتر میکنند
شاخصها تفاوت میان حوزههای بزرگ را نشان میدهند. خردهآزمونها نشان میدهند این اختلاف بیشتر در کدام نوع تکلیف دیده میشود: جستوجوی دیداری، نگهداری اطلاعات شنیداری، ساختن با دست، نوشتن یا کار زیر محدودیت زمانی. نمره ترازشده خردهآزمون معمولاً میانگین 10 و انحراف معیار 3 دارد و مقیاس آن با FSIQ و شاخصهای دارای میانگین 100 متفاوت است.
برای مثال، جستوجوی نماد و رمزنویسی هر دو در PSI قرار دارند، اما اولی بیشتر به یافتن و تطبیق دیداری و دومی به یادگیری یک قاعده و نوشتن پیوسته نیاز دارد. اگر فقط رمزنویسی پایینتر باشد، «سرعت پردازش پایین» توضیح کاملی نیست؛ سرعت نوشتن، حفظ ترتیب کار و اثر محدودیت زمانی نیز باید در نظر گرفته شوند.
رفتار حین اجرا این تحلیل را کامل میکند. درخواست مکرر برای تکرار دستورها، از دست دادن اطلاعات در میانه تکلیف، پاسخ درست پس از پایان زمان یا تفاوت میان پاسخ شفاهی و عملی نشان میدهد چه عواملی بر نمره اثر گذاشتهاند.
تفسیر زمانی مفید میشود که الگوی نمرهها با رفتار حین آزمون و تجربههای تکرارشونده زندگی همجهت باشد. اگر WMI پایینتر است و فرد هم در آزمون و هم در زندگی اطلاعات شفاهی پیاپی را از دست میدهد، ارائه دستورها بهصورت جداگانه و ثبت مکتوب نکات میتواند فشار را کم کند.
اگر PSI پایینتر است و فرد با وجود پاسخهای دقیق، زیر محدودیت زمانی کار را تمام نمیکند، زمان بیشتر، کاهش نیاز به رونویسی یا تغییر روش پاسخ میتواند فرصت بهتری برای بروز توانایی فهم و استدلال فراهم کند. نتیجه WAIS در اینجا از توصیف نمره فراتر میرود و شرایطی را مشخص میکند که عملکرد واقعی را بهتر یا دشوارتر میسازند.
روش کلی پیوند ناهمگونی تواناییها با موقعیتهای روزمره در راهنمای نیمرخ شناختی آمده است.
گزارشهای قدیمی WAIS-R یا WAIS-III ممکن است بهجای چهار شاخص، VIQ و PIQ را نشان دهند. این دو نمره معادل مستقیم VCI و PRI نیستند؛ تطبیق نامها و ساختار نسخهها در معنای شاخصهای WAIS آمده است.